214.نی نی جدید
امروز خاله ندا رفت زایمان کرد ... یه دختر خوشگل که فعلا اسمش نیلگون ه :)
ندا دوست نوجوونیهای مامانه ... خیلی با هم جور بودیم ... حتی بابا که نمیذاشت من جایی شب بمونم اجازه داد یک بار اونجا بمونم:) اونموقع ها خیلی از اینکه نمیذاشت جایی بمونم دلخور بودم ولی الان که تو رو دارم درکش میکنم:*
آشنایی من و مرتضی هم از طریق ندا بود ولی یه مدت بخاطر حساسیتهای بیش از حد ندا از هم دور شدیم:( الان با هم رفت و آمد میکنیم ولی خیلی کم ولی همچنان دلهامون به هم نزدیکه :)
ایشالا تو و نیلگون هم بتونین دوستای خوبی باشین حتی با وجود دوری:)
جالبیش اینه که من مردادیم و دخترم خردادی و ندا خردادیه و دخترش مردادی:)
اول بارداریش همه بهش میگفتن بچه ت پسره و من ندید گفتم دختره:) فک کنم کم کم باید برم دفتر بزنم:دی تا حالا 4 تا نی نی با احتساب خودت رو درست حدس زدم تازه بقیه رو یدون دیدن ماماناشون حدس زدم:))
پ.ن : اندکی حالت بهتره شکر خدا:* از دیروز تبت هم قطع شد عزیزکم:*


214.نی نی جدید
